اين نسل زبان گريه دارد

از خون و جنون نشانه دارد

از فرط غم اسارت مرد

اين دل همه شب گلايه دارد

ما مانده ايم و ارثيه ي  درد

اين خانه غم زمانه دارد

در خانه كس است ، آه،اما

يك جمله جواز فتنه دارد!

كشتي دل مردم اين خاك

هر روز دلي شكسته دارد

چون خون شهيدان وطن، ثانيه هامان

صد راز نپرسیده در این میانه دارد

هر كودك شش ماهه ي گريان

گويا كه حسينی به دلش بهانه دارد!

اين جا همه شب چنار بي دل

صد سوز جگر ترانه دارد

اين پير كنام، زخمي ياران

صد شه نامه ی تلخ به خود فسانه دارد

صد گرگ و یکی کودک گریان

یوسف به پدر اشاره دارد!

دستان پر از مهر و کبیرش

از کهنه غمی کنایه دارد

چون كوه ميان موج آتش

دنيا به خودش كنايه دارد!

ما مانده ایم و صحنه ی چوگان

اين بازي سرانجام يكي برنده دارد!